الشيخ أبو الفتوح الرازي

57

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

باشد كه لازم آيد كه هر چه به آن ( 1 ) محتاج باشد ( 2 ) نكو بود ( 3 ) ، و نشايد كه وجه حسن آن دفع مضرّت بود ، براى آن كه اگر چنين بودى بايستى كه پيش از آن كه محتاج بودندى به آن كه در بقاى حيات نيكو نبودى ، و خلاف اين معلوم است . دليلى ديگر بر اين آن است كه : خداى تعالى اين چيزها كه آفريد از آنچه به او منفعت بر توان گرفت ( 4 ) كه در او طعوم ( 5 ) و اراييح است لا [ بد ] ( 6 ) بايد تا در او غرضى باشد ، چه اگر در او غرض نباشد عبث ( 7 ) بود ، و هيچ وجه نيست كه اشارت توان كردن به آن جز انتفاع بندگان به آن ( 8 ) ، براى آن كه منفعت بر او روا نيست چون وجه حسن نفع غير باشد ، اگر بر اباحت نبود بر حظر ( 9 ) بود ، نقض غرض باشد ، بمنزلت آن كه مردى طعامى در پيش گرسنه‌اى نهد ، چون خواهد كه دست به آن دراز كند ، از پيش او بردارد يا دست او را از آن كوتاه كند . و قوله تعالى : * ( وَقالُوا ما فِي بُطُونِ هذِه الأَنْعامِ ) * - الاية ، خداى در اين آيت خبر داد از اين كافران كه ايشان آن محال گفتند كه در آيت اوّل ذكر كرد كه نيز مىگويند : آنچه در شكم اين جانوران است از بچّه ، چون زنده باشد خالص مردان ما را حلال است و بر زنان حرام است . بعضى گفتند : مراد جملهء زناناند از دختران و مادران ، و بعضى [ گفتند ] ( 10 ) : ازواج خواست لا غير ، و ظاهر دليل اين مىكند . و بعضى مفسّران گفتند : اين براى آن گفتند كه مردان بودندى كه خدمت بتخانه كردندى ، اين تفضيل مردان را بر زنان براى اين دادند . آنگه خلاف كردند در آنچه در شكم چهار پايان است تا مراد به آن چيست ؟ قتاده گفت : مراد به آن شير است . مجاهد و سدّي گفتند : مراد بچّه

--> ( 1 ) . مج ، وز ، مل ، لت : به او . ( 2 ) . مج ، وز ، لت : باشند . ( 3 ) . مج ، وز ، لت : باشد . ( 4 ) . مج ، وز ، مل : گرفتن . ( 5 ) . اساس : در مطعوم ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 10 - 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 7 ) . اساس : عيب ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 8 ) . مج ، وز : به او . ( 9 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، بم : خطر .